قادر حيدرى فسايى
28
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
ماده اطلاقى نخواهد بود . و المفروض عدم جريانها فى المادّة بعد تقييد الهيئة . تأمل . قوله : « نعم . . . » . قيد دو صورت دارد : 1 ) گاهى متصل به كلام است ؛ مثل حجّ مستطيعا . آيا قيد استطاعت ، قيد هيأت است يا ماده ؟ در اين صورت بيانات گذشته مرحوم شيخ ( تقييد ماده موجب يك خلاف اصل و تقييد هيأت موجب دو خلاف اصل است ) صحيح نيست . « 1 » 2 ) گاهى منفصل از كلام است ؛ مثل اينكه مولا بفرمايد حجّ . سپس دليلى منفصل وارد شود دال بر اينكه قيد استطاعت اعتبار دارد . آيا قيد استطاعت ، قيد هيأت است يا ماده ؟ در اين صورت براى بيانات گذشته مرحوم شيخ مجالى ابتدايى است . چون در اين صورت بخاطر انفصال قيد براى هريك از هيأت و ماده ، ظهور در اطلاق منعقد مىشود . « 2 » فتأمّل « 3 » . نتيجه نهايى مباحث : در دوران قيد بين رجوع به ماده يا هيأت در صورت فقد قرينه ، مرجع اصل عملى است . قوله : « و منها . . . » . [ واجب نفسى و غيرى ] واجب در يك تقسيم بر دو نوع است : 1 ) واجب غيرى : به واجبى گفته مىشود كه انگيزه مولى از امر به آن ، توصل به واجب ديگر باشد چون واجب ديگر متوقّف بر آن است و لذا بدون آن ، توصل ممكن نيست . مثل وضوء كه براى توصل به صلوة كه واجبى از واجبات است مورد امر قرار گرفته است .
--> ( 1 ) - ظاهر عبارت كفايه اين است كه تمام مباحث مطرح شده با مرحوم شيخ مربوط به اين صورت است . اين ظاهر محل تأمل است . ر ك : همان ، ج 1 ، ص 214 . ( 2 ) - ر ك : منتهى الاصول ، ج 1 ، ص 190 . ( 3 ) - حاشيهى مرحوم مشكينى - حاشيهى مرحوم قوچانى ، ص 93 .